عاشقان امام زمان(عج)
بیا یا مهدی غیبتت طولانی شد....
یکشنبه 14 دی 1393 :: 12:29 ::  نويسنده : pouya-yamahdi

آیا حضرت حجت (عج ) معجزه خواهد داشت ؟!

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این که خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد کرد.».

 آیا حضرت حجت (عج ) معجزه خواهد داشت ؟!

 

قبل از پاسخ به این سؤال، لازم است که اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعریف معجزه داشته باشیم.
محقّق خویى، در تعریف معجزه مى نویسد: معجزه، در اصطلاح، این است که مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، کارى را انجام دهد که خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجزند.[۱]
چون خداوند، بعد از خاتم انبیا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) امامان معصوم(علیهم السلام)را مجریان شریعت و جانشینان طریقت آن حضرت و حجّت خویش در روى زمین قرار داده تا راه هدایت را بر مردم هموار کنند و از آن جا که همواره در طول تاریخ، مدعیان دروغین نبوّت و امامت، واقعیّت را بر مردم مشتبه مى کردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى کشاندند، لازم است که راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. این راه و علامت، همان است که در اصطلاح متکلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بیّنه» و «آیه»
جمیع مسلمانان، به جواز کرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان که تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز کرامت اولیاى خدا معتقد هستند[۴]» ـ پس انجام دادن معجزات و کرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ که حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست

نامیده مى شود. خداوند مى فرماید:

«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...»[۲]

ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.
در روایتى از امام صادق(علیه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند که آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى کند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.». [۳]


حال، با توجّه به این که جمیع مسلمانان، به جواز کرامت اولیاى خدا عقیده دارند ـ چنان که تفتازانى مى گوید: «جمهور مسلمانان، به جواز کرامت اولیاى خدا معتقد هستند[۴]» ـ پس انجام دادن معجزات و کرامات از سوى امامان معصوم(علیه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ که حجت هاى خداوند بر روى زمین و وارثان زمین هستند، امر عجیبى نیست. با مراجعه به کتاب هاى تاریخى و روایى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى کنیم که معجزات و کرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است.
هنگامى که امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسکرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن کرد


بعد از این مقدمه باید گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است:
الف) معجزاتى که آن حضرت در دوران تولّد و کودکى و غیبت، انجام داده اند.

۱- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل


از امام حسن عسکرى(علیه السلام) نقل شده که به حکیمه (دختر امام جواد(علیه السلام) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حکیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حکیمه پرسید: «از چه کسى؟». امام(علیه السلام)فرمود: «از نرجس.».
حکیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى که هیچ اثر حملى در او مشاهده نکردم.».[۵]
چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى(علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوکابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود
[۶] و تا روزى که موسى(علیه السلام) به دنیا آمد، کسى نفهمید که او حامله است.

۲- قرآن خواندن در بدو تولّد


هنگامى که امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ایشان را به امام حسن عسکرى(علیه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن کرد.[۷]
 

۳- شفاى مریض لاعلاج


محمّد بن یوسف نقل مى کند، به مرضى دچار شدم که پزشکان از علاج آن ناامید شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا کردم. ایشان در جواب نوشتند: «ألبسک الله العافیه خداوند، بر تو لباس عافیّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت که شفا پیدا کردم و وقتى پزشکان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: «این شفا و عافیت، به یقین، از جانب خداوند بوده است.».[۸]

۴- طلا شدن سنگریزه


یکى از اهالى مدائن مى گوید: به همراه رفیقم، به حج مى رفتیم. در نزدیکى موقف، فقیرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ دادیم. سپس به سوى جوانى خوش سیما که ردایى پوشیده بود رفت. او، سنگى از روى زمین برداشت و به فقیر داد. شخص فقیر، مدّت زیادى در حق او دعا مى کرد. در این هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «واى بر تو! آیا براى گرفتن یک سنگ، این قدر دعا مى کنى؟» که ناگهان در دست او سنگى از طلا دیدیم که در حدود بیست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مکّه و مدینه سوال کردیم، گفتند: «چنین شخصى از علویان است و هر سال با پاى پیاده به حج مى آید.».[۹]

۵- خبر دادن از غیب


از پسر مهزیار نقل شده که در سفرى با کشتى همراه پدرم بودم و مال زیادى به همراه او بود. پدرم، دچار بیمارى سختى شد و گفت: « من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصیت کرد که آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از این وصیّت تعجّب کردم، ولى مطمئن بودم که پدرم بیهوده سخن نمى گوید. با خود گفتم: «اگر امر برایم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسکرى(علیه السلام) به وصیّت عمل مى کنم و الّا آن را صدقه مى دهم.».
مدّتى در عراق بودم تا این که فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى کردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را که خودم هم نمى دانستم، بیان کرد و من هم مال را به او دادم.[۱۰]


ب) معجزاتى که امام مهدى (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.


امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هیچ معجزه اى از معجزات انبیا نیست مگر این که خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد کرد.».[۱۱]
بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و غیبت، ختم نمى شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منکران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

یکشنبه 14 دی 1393 :: 12:28 ::  نويسنده : pouya-yamahdi

پرسش :

معجزات امام مهدي(عج) در بدو تولد کدامند؟

 

پاسخ :

قبل از پاسخ به اين سؤال، لازم است كه اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعريف معجزه داشته باشيم.
محقّق خويى، در تعريف معجزه مى نويسد:
معجزه، در اصطلاح، اين است كه مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعايش، كارى را انجام دهد كه خارق قوانين طبيعى است و ديگران از انجام دادن آن عاجزند.[1]
چون خداوند، بعد از خاتم انبيا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) امامان معصوم(عليهم السلام)را مجريان شريعت و جانشينان طريقت آن حضرت و حجّت خويش در روى زمين قرار داده تا راه هدايت را بر مردم هموار كنند و از آن جا كه همواره در طول تاريخ، مدعيان دروغين نبوّت و امامت، واقعيّت را بر مردم مشتبه مى كردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى كشاندند، لازم است كه راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. اين راه و علامت، همان است كه در اصطلاح متكلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بيّنه» و «آيه» ناميده مى شود. خداوند مى فرمايد:
(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);[2]

 

ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستاديم و با آنان، كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند. در روايتى از امام صادق(عليه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه،


علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبيا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.». [3]
حال، با توجّه به اين كه جميع مسلمانان، به جواز كرامت اولياى خدا عقيده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گويد: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولياى خدا معتقد هستند[4]» ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(عليه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمين و وارثان زمين هستند، امر عجيبى نيست. با مراجعه به كتاب هاى تاريخى و روايى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى كنيم كه معجزات و كرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پيوسته است.
1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل
از امام حسن عسكرى(عليه السلام) نقل شده كه به حكيمه (دختر امام جواد(عليه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بيا; زيرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكيمه پرسيد: «چه اتفاقى؟». امام(عليه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنيا خواهد آمد.». حكيمه
پرسيد: «از چه كسى؟». امام(عليه السلام)فرمود: «از نرجس.».
حكيمه مى گويد: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هيچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.». [5]
چنين معجزه اى، در مورد حضرت موسى(عليه السلام) هم بيان شده است. در مادر او، يوكابد، هيچ آثار حملى ظاهر نبود [6] و تا روزى كه موسى(عليه السلام) به دنيا آمد، كسى نفهميد كه او حامله است.
2- قرآن خواندن در بدو تولّد
هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ايشان را به امام حسن عسكرى(عليه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد.[7]
3- شفاى مريض لاعلاج
محمّد بن يوسف نقل مى كند، به مرضى دچار شدم كه پزشكان از علاج آن نااميد شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا كردم. ايشان در جواب نوشتند: «ألبسك الله العافيه; خداوند، بر تو لباس عافيّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت كه شفا
پيدا كردم و وقتى پزشكان از اين ماجرا مطلع شدند، گفتند: «اين شفا و عافيت، به يقين، از جانب خداوند بوده است.». [8]
4- طلا شدن سنگريزه
يكى از اهالى مدائن مى گويد: به همراه رفيقم، به حج مى رفتيم. در نزديكى موقف، فقيرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ داديم. سپس به سوى جوانى خوش سيما كه ردايى پوشيده بود رفت. او، سنگى از روى زمين برداشت و به فقير داد. شخص فقير، مدّت زيادى
در حق او دعا مى كرد. در اين هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقير رفتيم و گفتيم: «واى بر تو! آيا براى گرفتن يك سنگ، اين قدر دعا مى كنى؟» كه ناگهان در دست او سنگى از طلا ديديم كه در حدود بيست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مكّه و مدينه
سوال كرديم، گفتند: «چنين شخصى از علويان است و هر سال با پاى پياده به حج مى آيد.». [9]
5- خبر دادن از غيب
از پسر مهزيار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زيادى به همراه او بود. پدرم، دچار بيمارى سختى شد و گفت: « من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصيت كرد كه آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از اين وصيّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بيهوده سخن نمى گويد. با خود گفتم: «اگر امر برايم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى(عليه السلام) به وصيّت عمل مى كنم والّا آن را صدقه مى دهم.». مدّتى در عراق بودم تا اين كه فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بيان كرد و من هم مال را به او دادم.[10

یکشنبه 14 دی 1393 :: 12:25 ::  نويسنده : pouya-yamahdi

چگونگي ولادت حضرت مهدی (عج)

(بسم الله الرحمن الرحيم)
يكي از حوادث مهمّ در تاريخ بشر، ولادت آخرين ذخيرة الهي و موعود امت ها حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است به گونه‌اي كه اصل ولادت آن حضرت، جزو مسلمات تاريخ به شمار مي آيد و نه تنها ائمه معصومين(عليهم السلام) و دانشمندان و تاريخ نويسان شيعه به اين مهمّ اشاره كرده اند؛ بلكه مورخان و محدثاني چند از اهل سنّت نيز به اين حادثه بزرگ تصريح نموده، آن را يك واقعيت دانسته اند. اين ولادت نقطة عطفي در تاريخ زندگي بشر بر روي كره زمين است. و مي-رود تا پس از گذشت قرن ها با ظهور آن منجي موعود، اميد انسان‌هاي مظلوم و حقيقت خواه، تحقق يابد.

چگونگي ولادت حضرت مهدی (عج)

حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ولادت استثنايي داشته و اين براي بسياري سؤال انگيز بوده است. از اين رو، ترسيم و تصوير مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بيت(عليهم السلام)، در برابر اين پديده، ضروری مي نمايد.
جريان امامت پيشوايان معصوم(عليهم السلام)، پس از رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) فراز و فرودهاي فراواني پيدا كرد. امامان معصوم(عليهم السلام)، با حفظ استراتژي كلي و خطوط اساسي امامت، در رابطه با حفظ مكتب و ارزش‌هاي آن، روش‌هاي گوناگوني را در برابر ستمگران، در پيش گرفتند. اين فراز و نشيب ها، تا زمان امامت علي بن موسي الرضا(عليهما السلام)، استمرار داشت و ائمه(عليهم السلام) تا آن زمان، هر يك به تناسب زمان و مكان و ارزيابي شرايط سياسي و اجتماعي، موضعي خاص انتخاب مي كردند. پس از امام رضا(عليه السلام)، جريان امامت شكل ديگري يافت. امام جواد، هادي و عسكري(عليهم السلام)، در برابر دستگاه حاكم و خلفاي عباسي موضعي يگانه برگزيدند.1
پس از اينکه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) سپری شد و امامت به آنان رسيد، اندك اندك در ميانِ حكومتگرانِ مسلمين در مركز خلافت، نگراني هايي عميق جان گرفت. اين نگراني ها مربوط به اخبار و احاديث بسياري بود كه در آنها آمده بود: از امام عسكري(عليه السلام) فرزندي تولد خواهد يافت كه برهم زنندة اساس حكومت‌ها است. اين پيشگويي، هم در كتاب‌هاي پيشينيان آمده بود و به وسيله آگاهان در ميان مسلمين نقل مي شد و هم در اخبار اسلامي، به تواتر از پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) نقل شده بود. بر مبنای اين بشارت ها، قرار بود از امام يازدهم فرزندي پديد آيد كه ويران كنندة تخت‌ها و فرو افكنندة تاج‌ها و پايمال كنندة قدرت های ستمگرباشد... .
از اين رو بر فشارها و سخت گيري ها نسبت به امام حسن عسكري(عليه السلام) افزوده شد تا شايد با نابودي ايشان، از تولد مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و تداوم امامت جلو گيري شود. اما بر خلاف برنامه ريزي ها و پيشگيري هاي دقيق و پي در پي دشمنان، مقدمات ولادت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آماده شد و توطئه هاي ستمگران، راه به جايي نبرد.
بدين علت دوراني که آن حضرت در شکم مادر بزرگوار خود بود و سپس تولدش، همه و همه، از مردم پنهان بود و جز چند تن از نزديكان، شاگردان و اصحاب خاص امام عسكري(عليه السلام)، كسي او را پس از ولادت نمي ديد. آنان نيز مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را گاه گاه مي ديدند؛ نه پيوسته و به صورت عادي2.
دربارة چگونگي ولادت ايشان مشهورترين نظر، سخنان ارزشمند بانوي بزرگوار ، حضرت حكيمه(عليها السلام) عمه امام عسكري(عليه السلام) است. شيخ صدوق(ره)، اين حادثه بزرگ را از زبان او چنين آورده است:
امام حسن عسكري(عليه السلام) مرا به نزد خود فرا خواند و فرمود:‌اي عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نيمة شعبان است و خداي تعالي امشب حجّت خود را ـ كه حجّت او در روي زمين است ـ ظاهر سازد. گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدايت شوم! اثري از حمل در او نيست، فرمود: همين است كه به تو مي‌گويم.
گويد: آمدم و چون سلام كردم و نشستم؛ نرجس آمد و كفش مرا بر داشت و گفت:‌اي بانوي من و بانوي خاندانم! حالتان چطور است؟
گفتم: تو بانوي من و بانوي خاندان من هستي، از كلام من ناخرسند شد و گفت:‌اي عمه جان! اين چه فرمايشي است؟ بدو گفتم:‌اي دختر جان! خداي تعالي امشب به تو فرزندي عطا فرمايد كه در دنيا و آخرت آقا است. نرجس خجالت كشيد و حيا نمود.
چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار كردم و در بستر خود خوابيدم. در دل شب براي اداي نماز برخاستم و آن را به جاي آوردم؛ در حالي كه نرجس خوابيده بود. براي تعقيبات نشستم و پس از آن نيز دراز كشيدم و هراسان بيدار شدم. او همچنان خواب بود، پس برخاست و نماز گزارد و خوابيد.
حكيمه گويد: بيرون آمدم و در جست ‏و جوي فجر به آسمان نگريستم و ديدم فجر اوّل دميده است و او در خواب است. شك بر دلم عارض گرديد، ناگاه ابومحمد از محل خود فرياد زد:‌اي عمه! شتاب مكن كه اينجا كار نزديك شده است. گويد: نشستم و به قرائت سوره های «الم سجده» و «يس» پرداختم. در اين ميان او هراسان بيدار شد و من به نزد او پريدم و بدو گفتم: نام خدا بر تو باد، آيا چيزي احساس مي‌كني؟ گفت:‌اي عمه! آري. گفتم: خودت را جمع كن و دلت را استوار دار كه همان است كه با تو گفتم. حكيمه گويد: من و نرجس را ضعفي فرا گرفت و به ندای سرورم به خود آمدم و جامه را از روي او برداشتم و ناگهان سرور خود (فرزند نرجس) را ديدم كه در حال سجده بوده و مواضع سجودش بر زمين است. او را در آغوش گرفتم، ديدم پاك و نظيف است. ابومحمد فرمود: ‏اي عمه! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وي بردم و او دو كف دستش را گشود و فرزند را در ميان آن قرار داد و دو پاي او را به سينه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وي كشيد. سپس فرمود:‌اي فرزندم! سخن گوي. گفت: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لاشَرِيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ». سپس بر اميرمؤمنان و ساير امامان(عليهم السلام) درود فرستاد تا آنكه بر پدرش رسيد و زبان دركشيد».3

 

امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ در چه زماني غايب شد؟


پاسخ :



امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ دو غيبت داشتند:
1. غيبت صغري: امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ در سن 5 سالگي به‌منظور ايمن شدن از كشته شدن توسط حكام جور و همچنين ساير مصالح از ديدگان پنهان گشتند و تا مدت 69 سال به‌وسيلة نائبان خاص خود با مردم در ارتباط بودند كه اين غيبت از سال 260 هجري قمري شروع و با رحلت آخرين نائب خاص خود علي بن محمد سمري (م 329 ه‍ ق) در سال 329 هجري قمري پايان يافت.
2. غيبت كبري: پس از رحلت آخرين نائب خاص امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ آن حضرت در سال 329 هجري قمري غيبت كبراي آن حضرت آغاز گرديد كه تا حال ادامه يافته است.
منابع جهت مطالعة بيشتر:
1. امامت و مهدويت، آيت‌الله صادقي گلپايگاني.
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند:
اگر همة مردم محبت و ولايت حضرت علي ـ عليه السلام ـ را مي‌پذيرفتند خداوند آتشي را خلق نمي‌كرد.
اربلي، كشف الغمة في معرفة الائمه، ج1، ص 99، نشر مكتبة بني‌ها

(بسم الله الرحمن الرحیم)
اگرچه پنهان‌زيستي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) باعث شده است، در مقايسه با بقية پيشوايان معصوم(عليهم السلام) سخنان کمتري از آن حضرت به دست ما برسد؛ امّا آنچه در دست است ميراث گران‌بهايي است که مي‌بايد هر چه بهتر، از آن، پاسداري و به مضامين آن توجه کرد.
 فرمايشات امام زمان (عج) (از ولادت تا آغاز امامت)

 

البته شکي نيست سخنان حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همانند تمام سخنان ديگر امامان(عليهم السلام) مي‌بايد، هم از جهت سند و هم از جهت دلالت مورد بررسي و دقت قرار گيرد. روشن است در پاره‌اي موارد، بلنداي مضمون اين سخنان، ما را از بررسي سند، بي‌نياز مي‌كند؛ امّا بايد توجه داشت، اين کار فقط از دست کارشناسان مربوط بر مي‌آيد. البته در برخي موارد نيز سخناني به آن حضرت نسبت داده مي‌شود که غير قابل پذيرش است.
آنچه در اين مباحث دنبال مي‌شود، نگاهي است کوتاه به بخش‌هايي از سخنان و نوشته‌هاي ارزشمند آخرين پيشواي معصوم(عليه السلام).
با توجه به تمام محدوديت‌هايي که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در دوران پدر بزرگوار خود و نيز دوران غيبت صغرا داشت، نبايد انتظار داشت مطالب فراواني از آن حضرت به دست ما رسيده باشد؛ امّا با وجود اين همه تنگناها، از آن حضرت، آثار پر‌برکتي به يادگار مانده که بسيار مهم و کار گشا است.
در يک نگاه کلّي، مي‌توان فرمايش‌هاي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را به سه مجموعه تقسيم کرد:
مجموعة نخست: از ولادت تا آغاز امامت
اين دوران، با ولادت آن حضرت آغاز و با شهادت امام عسکري(عليه السلام) پايان مي‌يابد. در اين مدت، سخناني چند از آن بزرگوار نقل شده که به بيان برخي از آن‌ها مي‌پردازيم.
نخستين سخني که در اين دوران در دست است، فرمايش آن حضرت لحظاتي پس از ولادت است که کرامتي از آن حضرت ياد شده است.
حکيمه دختر گرامي امام جواد(عليه السلام) در بخشي از حکايت شب ولادت حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آورده است:
... ابومحمد با صداي بلند فرمود: «‏اي عمه! فرزندم را نزد من آور». او را نزد وي بردم. او دو كف دستش را گشود و فرزند را ميان آن قرار داد و دو پاي او را به سينه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وي كشيد. سپس فرمود:‌ «اي فرزندم! سخن گوي». نوزاد لب به سخن گشوده، گفت:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لاشَرِيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ»؛ سپس بر اميرالمؤمنين و امامان(عليهم السلام) درود فرستاد تا آن‌كه بر پدرش رسيد و سکوت کرد.1
شيخ طوسي و شيخ صدوق با ذكر سند مي‌‏نويسند: نسيم و ماريه گويند:
چون صاحب‌الزمان به دنيا آمد، دو زانو بر زمين نهاد و دو انگشت اشاره را به سوي آسمان بلند كرد. آن‌گاه عطسه كرد و فرمود:
اَلْحَمْدُللهِ رَبِّ العالَمينَ وَ صَلّي اللَّهُ عَلي محمد وَ آلِهِ زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللَّهِ دَاحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنَا فِي الْكَلَام لَزَالَ الشَّكُّ؛2
سپاس پروردگار جهانيان را و خداوند بر محمد و آل او درود فرستد. ستمكاران پنداشته‏اند حجّت خدا از ميان رفته است. اگر براي ما اجازه در سخن گفتن بود، ترديدها از ميان مي‌رفت.
از جمله فرمايش‌هاي آن حضرت در اين دوران، مطلب موجود در حکايت «احمد بن اسحاق» است. آن حضرت به زبان عربي فصيح به وي فرمود:
اَنَا بَقيةُ الله في اَرضِهِ وَ المنتقم مِن اَعدائِهِ؛
من باقي‌ماندة خداوند بر زمين او و انتقام‌گيرندة از دشمنان او هستم.‌اي احمد بن اسحاق! پس از ديدن، جست‌وجوي نشانه مکن»3..

 

 

دوران غيبت صغرا (260ـ329ق)
غيبت صغرا عبارت است از دوران پنهان‌زيستي کوتاه‌مدت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) که طبق نظر مشهور، با شهادت امام عسکري(عليه السلام) (260ق) آغاز شده و با رحلت چهارمين نايب خاص آن بزرگوار (329ق) به پايان رسيده است که مجموعاً قريب هفتاد سال مي‌شود.

 محل زندگي حضرت مهدی (عليه السلام) در دوران غيبت صغری و کبری

 

محل زندگي آن حضرت در اين دوران، به روشني مشخص نيست؛ ولي از برخي روايات و قرائن به دست مي‌آيد حضرت که اين مدت را به طور عمده در دو منطقه سپري کرده‌است: يکي منطقه عراق و ديگري مدينه منوره که البته روايات متعددي بر اين مطلب دلالت دارد.
از امام صادق(عليه السلام) در اين زمينه نقل شده است که فرمود:
براي قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دو غيبت است: يکي کوتاه و ديگري طولاني. در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاي او خبر ندارند و در غيبت ديگر جز، دوستان مخصوصش از جاي او خبر ندارند.1
در دوران غيبت صغرا، از سفيران چهارگانه (نواب خاص) کسي نزديک‌تر به آن حضرت ذکر نشده است و ايشان هم تماماً در عراق بوده و همواره با حضرت در ارتباط بوده‌اند. توقيعات فراواني نيز از طرف حضرت به دست آن‌ها شرف صدور يافته است؛ بنابراين مي‌توان گفت دست‌‌کم بخشي از عمر آن حضرت در اين دوران در عراق سپري شده است.
دسته‌اي ديگر از روايات به صورت مطلق (بدون در نظر گرفتن صغرا و کبرا بودن غيبت) زندگي حضرت را در دوران غيبت، در مدينه منوره ذکر کرده‌اند که با توجه به روايات دسته نخست، مي‌توان گفت ممکن است بخشي از دوران غيبت صغرا نيز در مدينه سپري شده باشد.
امام باقر(عليه السلام) در اين‌باره فرمود:
لابد لصاحب هذا الامر من عزلة... و نعم المنزل طيبة2؛
به ناگزير براي صاحب اين امر عزلت و گوشه گيري خواهد بود... و طيبه ]=مدينه[ چه منزلگاه خوبي است!
بنابراين جمع بين دو دسته روايات به اين صورت است که آن حضرت در مدينه حضور داشته‌است؛ ولي به دليل ارتباط با نواب خاص داشته‌اند، بخشي از عمر خود را در عراق سپري کرده‌است.
2. دوران غيبت کبرا
غيبت کبرا، به مدت زمان پنهان‌زيستي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) گفته مي‌شود که با وفات واپسين نايب خاص در سال 329 ق آغاز و همچنان ادامه دارد و فقط خداوند متعال است که پايان آن را مي‌داند. اين دوران، ويژگي‌هاي خاصي دارد که آن را به طور کامل از دوران غيبت صغرا متمايز مي‌سازد. از اين ويژگي‌ها، کامل شدن غيبت آن حضرت است.
همان‌گونه که پنهان‌زيستي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در اين دوران به کمال مي‌رسد و نيابت و سفارت، همانند دوران غيبت صغرا وجود ندارد، محل زندگي آن حضرت نيز نامشخص‌تر مي‌شود. در اين دوران است که هرگز نمي‌توان به طور قطع مشخص کرد آن حضرت کجا زندگي مي‌کند. البته روايات در اين‌باره به محل‌هاي گوناگوني اشاره کرده‌اند که برخي از آن‌ها از اين قرارند:
الف. مدينه منوره
همان‌طور که پيش‌تر نيز اشاره شد، برخي روايات ـ به صورت عام و بدون قيد زمان غيبت صغرا ـ مدينه را جايگاه آن حضرت در دوران غيبت مي‌داند.
ب. ناحيه ذي‌طوي
ناحيه ذي طوي در يک‌فرسخي مکه و داخل حرم قرار دارد و از آن‌جا خانه‌هاي مکه ديده مي‌شود. برخي از روايات، آن محل را مکاني معرفي مي‌كند که حضرت بخشي از زمان غيبت را در آن سپري مي‌کند.
امام باقر(عليه السلام) در اين‌باره فرمود:
صاحب اين امر را در برخي از اين درّه‌ها غيبتي است (و با دست خود به ناحيه ذي طوي اشاره کرد).3
ج. دشت‌ها و بيابان‌ها
از برخي روايات نيز استفاده مي‌شود که آن حضرت در طول غيبت، محل خاصي ندارد و همواره در سفر به سر مي‌برد.
از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است دربارة شباهت‌هاي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به پيامبران الهي، چنين فرمود:
... و اما شبهه من عيسي فالسياحة4؛
و اما شباهت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به حضرت عيسي(عليه السلام) پس جهانگردي ]نداشتن مکان خاص[ است.
همچنين، در توقيعي كه به نام شيخ مفيد صادر شده است ـ اگر صدور آن را بپذيريم ـ نيز به نامعلوم بودن مکان حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اشاره شده است. در آن نوشته چنين بيان شده است:
با اين که ما بر اساس فرمان خداوند و صلاح واقعي ما و شيعيان مؤمن خود تا زماني که حکومت در دنيا در اختيار ستمگران است در نقطه‌اي دور و پنهان از ديده‌ها به سر مي‌بريم.5
يادآوري اين مطلب لازم است که اين نامعلوم بودن محل زندگي آن حضرت در دوران غيبت کبرا، سبب شده است عده‌اي به گمانه‌زني‌هايي در مواردي سست و واهي بپردازند و به طرح محل‌هايي که اثبات آن‌ها کاري بس مشکل است، روي آوردند.
افسانه جزيرة خضرا و مثلث برمودا و مانند آن، حکايت‌هايي است که در تاريخ پر فراز و فرود اين اعتقاد سترگ رخ نموده است؛ ولي همواره روشنگران اين عرصه، مردم را از فرو غلطيدن در کجراهه‌ها و بيراهه‌ها حفظ کرده‌اند.
البته پيش از آن نيز برخي مخالفان شيعه نسبت داده‌اند که شيعيان بر اين باورند كه حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در دوران غيبت در سرداب سامرا زندگي مي‌کند. در اين جا مناسب است اشاره‌اي کوتاه بدان نماييم.
از گذشته بيشتر خانه‏ها در مناطق گرمسير عراق سرداب (زيرزمين) داشت، تا ساكنان خانه، از شدت گرماي تابستان در امان باشند6. خانه حضرت عسكري(عليه السلام) در سامرا نيز داراي سرداب بود. اين سرداب، محل زندگي و عبادت امام هادي، امام حسن عسكري و حضرت بقيةاللّه(عليهم السلام) بود و اغلب ديدارها با حضرت ولي عصر در عهد پدر در همين منزل و در همين سرداب انجام مي‏گرفت؛ به همين سبب شيعياني كه پس از رحلت امام حسن عسكري(عليه السلام)، براي زيارت قبر آن امام و پدر بزرگوارش وارد سامرا مي‏شدند، پس از زيارت قبر آن بزرگوار، در محل عبادت سه امام بزرگوار نماز مي‏خواندند و آن‌جا را زيارت مي‏كردند.
اما همان‌گونه که اشاره شد، متأسفانه برخي دشمنان متعصب، با نسبت دادن تهمت‏هاي ناروا، خواسته‏اند از اين موضوع بهره‏برداري‏هاي نادرست كنند. آنان به شيعه تاخته و معتقدان به غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را به استهزا گرفته‏اند؛ با اين كه مي‏دانند حتي يك نفر شيعه راستين را نخواهند يافت كه معتقد باشد حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در سرداب پنهان شده يا در سرداب سكونت و اقامت گزيده است.
بنابراين زائران، فقط از آن جهت به اين مكان مقدس احترام مي‏گذارند كه محل سكونت، زندگي، عبادت، نيايش و تلاوت قرآن انسان‏هاي كامل بوده است. با اين بيان، آن‌جا مكان مقدس و خانه پر بركتي است كه خداوند اجازه داده است چنين مكاني، رفعت مقام يابد و در آن‌جا نام خدا به عظمت برده شود؛ به همين سبب مسلمانان پيرو مذهب خاندان وحي و رسالت، آن‌جا نماز مي‏خوانند و بر پيامبر و خاندانش(عليهم السلام) درود مي‏فرستند؛ آن‌جا را زيارت مي‏كنند و كسي بر اين عقيده نيست كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در آن سرداب سكونت دارد يا اين‌كه از آن‌جا ظهور خواهد كرد.

یکشنبه 14 دی 1393 :: 12:11 ::  نويسنده : pouya-yamahdi

(بسم الله الرحمن الرحیم)
3. دوران ظهور
دوران ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) که درخشان‌ترين فراز تاريخ و روشن‌ترين دوران زندگي انساني است، ويژگي‌هاي فراواني دارد از جمله مهم‌ترين آن‌ها حاکميت واپسين معصوم و حجت الهي است. درباره محل زندگي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و حکومت آن حضرت در عصر ظهور، روايات فراواني وجود دارد. در اين روايات، به طور عمده مسجد سهله را منزل آن حضرت و شهر کوفه را به عنوان پايگاه حکومتي آن حضرت معرفي کرده‌اند.1

 


محل زندگي حضرت مهدی (عليه السلام) در دوران ظهور

 

برای دانستن روایات به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب ...
یکشنبه 14 دی 1393 :: 12:09 ::  نويسنده : pouya-yamahdi

 

اولین کار امام زمان(عج)

(بسم الله الرحمن الرحیم)
طبق بيان روايات حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در اولين اقدام خود بعد از ظهور، خود را به جهانيان معرفي مي فرمايد و امر ظهورش را به مردم اعلام مي نمايد.
امام باقر عليه السلام در اين زمينه مي فرمايد: هنگامي که مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ظهور کند به کعبه تکيه مي زند و مي گويد: « بقيه الله خير لکم ان کنتم مومنين » سپس خود را معرفي مي نمايد که: من بقيه الله، من خليفه الله و حجت الهي در ميان شما هستم. در آن حال هر کسي به او سلام مي کند، مي گويد: « السلام عليک يا بقيه الله ».(1)
در روايتي ديگر امام صادق عليه السلام مي فرمايد: قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف به ديوار کعبه تکيه داده و مردم جهان را مخاطب قرار مي دهد و مي فرمايد: هر کس بخواهد آدم و شيث را ببيند، اينک منم آدم و شيث، هر کس بخواهد نوح و سام را ببيند، اينک منم نوح و سام، هر کس بخواهد ابراهيم و اسماعيل را ببيند، اينک منم ابراهيم و اسماعيل، هر کس بخواهد موسي و يوشع را ببيند، منم موسي و يوشع، هر کس بخواهد عيسي و شمعون را ببيند، منم عيسي و شمعون، ‌هر کس بخواهد محمد صلي الله عليه و آله و سلم و علي عليه السلام را ببيند، منم محمد صلي الله عليه و آله و سلم و علي عليه السلام، هر کس بخواهد حسن و حسين را ببيند، منم حسن و حسين، هر کس بخواهد امامان از اولاد حسين عليه السلام را ببيند، منم آن امامان معصوم از نسل پاک حسين عليه السلام،‌اينک سخنان مرا گوش کنيد تا شما را از آن چه شنيده و مي دانيد و آن چه تا کنون نشنيده و نمي دانيد، خبر دهم... .(2)
اين که حضرت عجل الله تعالي فرجه الشريف در مقام معرفي خود اسامي پيامبران و امامان عليهم السلام را مي برد، به خاطر اين است که ايشان عصاره و تجسم کامل اهداف و آرمان هايي به شمار مي رود که انبيا و اوصيا براي آن مبعوث شده اند؛ و حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نماد کامل همه آرزوهاي تاريخ بشر است که تلاش انبياء و ائمه عليهم السلام را به ثمر مي نشاند.

 

بشارت ائمه عليهم السلام به حضرت مهدی عليه السلام

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام عسکري عليه السلام - در پاسخ به پرسش از حجت و امام بعد از ايشان - : فرزندم محمد ، اوست امام و حجت پس از من هر که بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلي مرده است . بدانيد که او را غيبتي است که جاهلان درباره ي آن سرگشته شوند و باطل گرايان به نابودي افتند .کساني که ( براي ظهور او ) زمان تعيين کنند دروغ گويند. پس از آن غيبت ظهور مي کند . گويي پرچمهاي سفيد را مي بينم که در نجف کوفه برفراز سر او در اهترازند. (1)
- رسول الله صلي الله عليه و آله : ابشري يا فاطمه ، فان المهدي منک .
بشارت بادا تو را اي فاطمه که مهدي از توست (2)
- پيامبر خداوند صلي الله عليه و آله : شما را بشارت بادا به مهدي ، مردي قرشي از خاندان من در روزگاري که مردم گرفتار اختلاف وتزلزل هستند سر بر مي دارد و زمين را همچنان که پر از جور و ستم شده ، از عدل و داده آکنده مي سازد. (3)
- رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: المهدي رجل من ولدي ، وجهه کالکوب الدري.
مهدي مردي از فرزندان من است که چهره اش چون ستاره ي تابان است .(4)
- الامام علي عليه السلام : المهدي رجل منا من ولد فاطمه .
مهدي مردي است از ما از نسل فاطمه (5)
- الامام علي عليه السلام : بمهدينا تقطع الحج ، فهو خاتم الائمه ومنتفذ الامه ومنتهي النور
بامهدي ما حجتها تمام مي شود ، او پايان بخش امامان و نجات بخش امت و منتهاي نوراست.(6)

شنبه 13 دی 1393 :: 13:17 ::  نويسنده : pouya-yamahdi

.

.

.

.

.

.

.

یه سخن حکیمانه

بزرگترین مصیبت برای انسان میدونی چیه؟

اینه که همون انسان نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشه نه شعور کامل برای خاموش موندن.

.

من خیلی از این جمله خوشم میاد .

.

..

.

یا حق(^_^)

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید . امید وارم به عشق و اطلاعاتتون به اقا افزوده باشم.مطالبی که من برای شما گذاشتم تا ازش استفاده کنین پس لطفا به عشق اقامونم که شده یه استفاده ای ازش بکنین از کنارش همینطوری نگذرین... یاحق
آخرین مطالب
پيوندها



                    
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید