عاشقان امام زمان(عج)
بیا یا مهدی غیبتت طولانی شد....
چهارشنبه 26 آذر 1393 :: 22:20 ::  نويسنده : pouya-yamahdi

حکایت تشرف میرزا تقی تبریزی خدمت امام زمان (عج)

یکی از علمایی که چندین بار خدمت امام زمان (عج) رسیده مرحوم میرزا تقی زرگری تبریزی است.

یک صبح پنج شنبه‌ای، وی با حالت خوشی به طرف مسجد مقدس جمکران حرکت می‌کند. عده‌ای از دوستان او که منتظرش بودند گمان می‌کنند که آقای زرگری نیامده است. از طلّابی که از مسجد می‌آمدند می‌پرسند: شما آقای زرگری را ندیده‌اید؟ آنها می‌گویند: چرا، او با سید بزرگواری به طرف مسجد جمکران می‌رفت.

رفقای ایشان به طرف مسجد جمکران می‌روند وقتی وارد مسجد می‌شوند، می‌بینند او در مقابل محراب افتاده و بیهوش است. او را به هوش می‌آورند و از او می‌پرسند چرا بیهوش شدی؟ او می‌گوید: من دیدم حال خوشی دارم لذا تنها به طرف مسجد جمکران حرکت کردم.

در راه با حضرت بقیة الله مناجات می‌کردم تا به مقابل محراب مسجد رسیدم و در همین حین اشعاری قرائت می‌کردم و اشک می‌ریختم. ناگهان صدایی از طرف محراب بلند شد و پاسخ مرا داد. من طاقت نیاوردم و از هوش رفتم

 

حکایت تشرف آیت الله بافقی خدمت امام زمان (عج)

آیت الله محمد تقی بافقی در دوره مرجعیت حضرت آیت الله حائری یزدی (ره) مقسّم شهریه طلبه‌ها بود.

طلبه‌ها از ایشان درخواست عبای زمستانی می‌کنند. ایشان مسئله را با آیت الله حائری در میان می‌گذارد.

آیت الله حائری می‌گوید: من (جز توسل) راهی ندارم که از آن حضرت بگیرم. آیت الله بافقی عرض می‌کند: من ان شاء الله از حضرت می‌گیرم.

شب جمعه به مسجد جمکران می‌رود و روز جمعه بر می‌گردد و به مرحوم حائری می‌گوید: حضرت صاحب الزمان (عج) وعده فرمودند که فردا چهارصد عبا مرحمت می‌فرمایند.

روز شنبه (یک روز بعد) یکی از تجار چهار صد عبا می‌آورد که در بین طلبه‌ها تقسیم می‌شود.

 

حکایت شفای بیمار به نقل از آیت الله احمدی میانجی

در پایان این بحث حکایت کوتاه دیگری را از دریای عنایات حضرت صاحب الزمان (عج) که به مسجد مقدس جمکران مرتبط است از زبان آیت الله احمدی میانجی بیان می‌کنیم.

ایشان به نقل از فردی می‌گوید: پسرم مبتلا به بیماری سل شده بود و من خرج دکتر و دوا را نداشتم با پسرم عریضه‌ای نوشته و به مسجد جمکران بردیم، نماز خواندیم و دعا کردیم و برگشتیم.

دو روز بعد به تهران جهت معاینه به نزد دکتر رفتیم. وقتی دکتر معاینه کرد، گفت: بچه‌ات را برای چه آورده‌ای؟ گفتم: ایشان سل دارد. گفت: نه ایشان سالم است. من فهمیدم که از برکت امام زمان در مسجد جمکران، الحمدلله پسرم خوب شده است.

در پایان این کلام نورانی حضرت مهدی (عج) را یاد آور می‌شویم که می‌فرماید:

ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه کن می‌نمودند.


درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید . امید وارم به عشق و اطلاعاتتون به اقا افزوده باشم.مطالبی که من برای شما گذاشتم تا ازش استفاده کنین پس لطفا به عشق اقامونم که شده یه استفاده ای ازش بکنین از کنارش همینطوری نگذرین... یاحق
آخرین مطالب
پيوندها



                    
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید